مسابقه اینترنت و برق در قطعی!
گزارشی درباره مشکلات کمبود و قطعی برق در کشور و تأثیرات آن بر ارتباطات و زیرساختهای IT
اشاره
قطع دسترسی به اینترنت به دلیل قطعی برق، در ماهها و روزهای اخیر به پدیدهای رایج و عادی برای کاربران ایرانی تبدیل شده است. این خاموشیهای برنامهریزیشده، زیرساختهای اینترنت و فناوری اطلاعات را بهشدت تحت تأثیر قرار داده و مشکلات گستردهای در حوزه ارتباطات و دسترسی آنلاین ایجاد کردهاند؛ آنهم در صنعتی که تمام تلاشش جلوگیری از حتی چند ثانیه اختلال است. مشکل فقط به اینترنت موبایل یا اختلال در سرویسهای بانکی و اداری محدود نمیشود؛ بلکه دیتاسنترها نیز به دلیل کمبود و ناترازی برق و گاز، با خاموشیهای ناخواسته بیشتری روبهرو هستند. بحران انرژی تنها مختص ایران نیست، بلکه چالشی جهانی به شمار میرود. حتی پیشرفتهترین کشورها، با وجود سرمایهگذاریهای چند ده میلیارد دلاری در حوزه انرژی، به سیاستهای محدودکننده روی آوردهاند و بهطور علنی از افزایش مصرف انرژی در زیرساختهای IT و مراکز داده هوش مصنوعی در دهه آینده ابراز نگرانی کردهاند.
پرسش اساسی این است که چگونه دیگر کشورها ناترازی انرژی را مدیریت میکنند تا قطعی برق به حداقل برسد، اما در ایران، سالبهسال با قطعی بیشتر برق و در نتیجه اختلال در اینترنت و شبکههای کامپیوتری مواجه هستیم؟
ارتباط تنگاتنگ قطعی برق و اینترنت
برای کاربران ایرانی، قطع دسترسی به اینترنت در اثر قطع برق دیگر موضوعی غیرمنتظره نیست، بلکه به یک تجربه روزانه تبدیل شده است. در بسیاری از شهرها، همزمان با قطع برق، پس از گذشت سی دقیقه تا یک ساعت، اینترنت موبایل و گاه اینترنت ثابت نیز دچار اختلال میشوند.
در ماههای اخیر، همزمان با قطعیهای مکرر برق در استان تهران، شاهد اختلالهای گسترده در خدمات ارتباطی، بهویژه پوششدهی تلفن همراه بودهایم. این وضعیت نهتنها زندگی روزمره مردم را مختل کرده، بلکه فعالیتهای اقتصادی، آموزشی و حتی خدمات اضطراری را با مشکلات جدی مواجه کرده است. در مناطقی مانند دماوند، ورامین و شهریار، و … با قطع برق، پوششدهی موبایل نیز بهشدت کاهش یافته یا بهطور کامل قطع میشود. در دورانی که زندگی مردم به اینترنت و رایانه گره خورده، قطع برق به دلیل ناترازی، خسارتهایی جبرانناپذیر به فعالیتهای روزمره وارد میکند. با وجود وعدههای مکرر مسئولان برای بهبود زیرساختها، به نظر میرسد برنامه مشخصی برای حل این بحران وجود ندارد.
یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس در گفتوگو با رسانهها اعلام کرده است: «در پی خاموشیهای مکرر سال گذشته، باتریهای استفادهشده در دکلهای مخابراتی سراسر کشور بهشدت آسیب دیدهاند. در صورتی که این باتریها تا پایان بهار تعویض نشوند، در تابستان، با هر قطعی برق، احتمال قطع گسترده خطوط مخابراتی و اینترنتی در سراسر کشور وجود خواهد داشت.» او همچنین افزود: «تولیدکنندگان داخلی باتری از نظر فناوری و کیفیت، آمادگی مقابله با خاموشیهای طولانیمدت را ندارند و شرایط اقلیمی گرم کشور نیز باعث کاهش راندمان باتریها میشود. از سوی دیگر، باتریهای باکیفیت نیز در کشور تولید نمیشود. بنابراین، ناترازی انرژی میتواند منجر به اختلال جدی در خدمات تلفن همراه شود.»
چرا باتریها جواب نمیدهند؟
آرش کریمبیگی، مدیرعامل شاتلموبایل، در توضیح علت قطعیهای گسترده اینترنت موبایل در سال گذشته گفت: «قطع یا اُفت کیفیت اینترنت دیتا، یا حتی نمایش پیام No Service روی گوشیها، اغلب به دلیل مشکل باتری و UPS در سایتهای BTS است. این باتریها باید بتوانند بین ۴۰ دقیقه تا دو ساعت پس از قطع برق، همچنان سرویس بدهند.»
او در پاسخ به اینکه چرا این باتریها کار نمیکنند، گفت: «یکی از دلایل اصلی کارنکردن باتریها، سرقت باتری و تجهیزات سایتهای BTS است، مسئلهای که سالهاست اپراتورها با آن درگیر هستند. دلیل دیگر، تعویضنشدن باتریها در زمان مناسب است. باتریها باید دورهای تعویض شوند اما بهدلیل مشکلات در تأمین و نوسازی تجهیزات، این کار انجام نمیشود.»
او همچنین درباره کیفیت باتریها گفت: «در سالهای گذشته به بهانه حمایت از تولید داخل، واردات باتریهای خارجی با کیفیت و عمر بیشتر ممنوع شده و این امر وضعیت باتریهای سایتها را وخیمتر کرده است.»
اما چرا اپراتورها باتریها را بهموقع تعویض نمیکنند؟ کریمبیگی توضیح داد: «در شرایطی فعالیت میکنیم که تعرفه مکالمه و پیامک در ۱۰ تا ۱۲ سال گذشته حتی یک ریال افزایش نداشته است. با اینکه هزینههای ارزی ۱۷ برابر شده، تعرفه اینترنت همراه تنها ۱۷ درصد افزایش یافته و حتی همان افزایش ۳۴ درصدی تصویبشده در سال گذشته نیز اجرا نشده است. طبیعی است که اپراتور برای بقای خود، از برخی هزینههای فنی و نگهداری چشمپوشی کند. وضعیت تعرفه موبایل شبیه به داستان سرکوب قیمت بنزین است؛ حتی اگر قیمت افزایش یابد، باز هم با هزینه تمامشده همخوانی ندارد.»
راهکار جلوگیری از قطعی اینترنت چیست؟
رئیس کمیسیون تحول دیجیتال سازمان نظام صنفی رایانهای کشور در گفتوگو با «سیتنا» گفت: «با توجه به قطعی روزانه دو تا چهار ساعته برق، وزارت نیرو باید با ارائه طرحی، برق مورد نیاز آنتنهای تلفن همراه را از طریق پنلهای خورشیدی و انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کند.»
این راهکاری است که سالهاست در کشورهای پیشرفته بهکار گرفته شده و کمبود انرژی در صنایع مختلف از این طریق جبران میشود.
تا سال ۲۰۳۰، اکثر شرکتهای بزرگ فناوری مانند مایکروسافت، گوگل، اپل، آمازون، و متا متعهد شدهاند که ۱۰۰ درصد انرژی مراکز داده خود را از منابع تجدیدپذیر (مانند انرژی خورشیدی) تأمین کنند. این شرکتها، سالانه میلیاردها دلار در احداث مزارع خورشیدی و سایر منابع نوین انرژی (مانند انرژی هستهای)، سرمایهگذاری میکنند.
در اکتبر ۲۰۲۴، گوگل با شرکت Kairos Power قرارداد همکاری امضا کرد تا برق مورد نیاز دیتاسنترهایش را از طریق راکتورهای هستهای کوچک (SMR) تأمین کند. این پروژه شامل تأمین ۵۰۰ مگاوات برق بدون کربن از ۶ یا ۷ راکتور هستهای است که تا سال ۲۰۳۵ به بهرهبرداری میرسند.
مایکروسافت نیز در سپتامبر ۲۰۲۴ با شرکت Constellation Energy قرارداد ۲۰ سالهای منعقد کرد تا برق دیتاسنترهایش را از نیروگاه هستهای Three Mile Island تأمین کند؛ نیروگاهی که قرار است با سرمایهگذاری ۱.۶ میلیارد دلاری بازسازی شود.
آمازون نیز از طریق واحد AWS در چندین پروژه هستهای مانند X-energy سرمایهگذاری کرده و در مارس ۲۰۲۴ یک کمپ دیتاسنتر با ظرفیت ۹۶۰ مگاوات در کنار نیروگاه هستهای Susquehanna خریداری کرده است. هدف از این اقدام، تأمین برق مستقیم مراکز داده آمازون از نیروگاه هستهای است.
آیا انرژی خورشیدی میتواند ناجی قطعی برق در ایران باشد؟
ایران ظرفیت بالقوهای برای تولید ۶۰ هزار مگاوات انرژی تجدیدپذیر دارد؛ ظرفیتی که اگر از یک دهه پیش بهطور جدی توسعه مییافت، امروز شاهد ناترازی برق و قطعی گسترده اینترنت و زیرساختها نبودیم. دولت پروژههایی برای افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی آغاز کرده و هدفگذاری شده که تا پایان تابستان، ظرفیت برق خورشیدی کشور از ۱۷۰۰ مگاوات فعلی به بیش از ۴۷۰۰ مگاوات برسد.
با این حال، موانعی نظیر تحریمها، نبود تضمین بازگشت سرمایه و چالشهای کسبوکار، مانع مشارکت مؤثر بخش خصوصی شده است. در کشورهای دیگر، تولید انرژی تجدیدپذیر عمدتا توسط شرکتهای خصوصی انجام میشود و دولت تنها نقش قانونگذار و ناظر را دارد. اما در ایران، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر با مشکلات ساختاری، ضعف در سیاستگذاری و نبود جذابیت برای سرمایهگذاری مواجه است. این شرایط، تحقق اهداف دولت در تأمین برق از منابع تجدیدپذیر را دشوار و حتی غیرممکن کرده است.
نتیجهگیری: انرژی تجدیدپذیر؛ واجبتر از نان شب
با توجه به کاهش ظرفیت تولید نیروگاههای برقآبی، کمبود گاز، و افزایش سالانه ۵ تا ۱۰ درصدی مصرف برق، توسعه سریع نیروگاههای تجدیدپذیر به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. دولت باید این موضوع را بهعنوان یک اولویت راهبردی بپذیرد و با حذف مقررات دستوپاگیر، تسهیل فرآیند ثبت سفارش تجهیزات، تخصیص زمین و اتصال به شبکه برق، سرعت اجرای پروژهها را افزایش دهد. سرمایهگذاری در این حوزه باید تضمین شود و مشوقهایی برای شرکتهای خصوصی توانمند در زمینه احداث نیروگاههای خورشیدی در نظر گرفته شود. در کوتاهمدت نیز، نصب پنلهای خورشیدی در سایتهای موبایل، تعویض باتریهای فرسوده با مدلهای پیشرفته، الزام شرکتهای بزرگ به تأمین بخشی از انرژی خود از منابع خورشیدی، و حمایت از دیتاسنترها برای استفاده از منابع جایگزین برق شهری، از جمله اقداماتی است که باید فورا اجرایی شوند.














